تبليغاتX
چند لحظه با ما ...

          چندی پیش دوست عزیز و ارجمند (آقا مهدی) که توانایی خاصی در طرح موضوعات چالش بر انگیز در حوزه دین و دین داری دارد، مطلبی را تحت عنوان "همه چی آرومه ..." در وبلاگ خود (یه شاهد) مطرح نمود و  از این حیث که دق البابی در حوزه مباحث دینی است، فتح بابی شد تا در این مجال به آن بپردازم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط سعید   | 

هنگامی که اعتراضات گسترده دانشجویان چینی در میدان تیان مِن پکن در سال 1988  از سوی حاکمان چینی با شدت سرکوب شد و تعداد زیادی از دانشجویان در حالی که مجسمه آزادی را به همراه داشتند به خاک و خون کشیده شدند، رعب و حشت از آغاز اعتراضات گسترده به ساختار  حکومتی چین که بر پایه آموزه های کمونیستی بنا شده بود باعث شد که حاکمان به فکر انجام اصلاحات اما نه به سبک گورباچف در شوروی بیافتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 14:9  توسط سعید   | 

حکایت:

        یکی از شاگردان آیت الله سید علی قاضی طباطبایی در اواخر حضور خود در نجف که قصد بازگشت به موطن خود را داشت به نزد ایشان می رود و توصیه ای را برای توشه راه طلب می کند . آیت الله قاضی به او می گوید حد اقل یک ربع از اوقات شبانه روز را وقف خودت کن و خلوتی داشته باش .

   وقتی شاگرد عزم بر رعایت توصیه استاد می کند و بر این  کار مداومت می دارد پس از چند سال وقتی کاروانی قصد عزیمت به نجف را می کند شاگرد پیغامی را از سوی بستگان خود  برای آیت الله قاضی می فرستد که به ایشان بگویید که فلانی (شاگرد شما ) عرضه داشت آن زمان یک ربع به  24 ساعت رسید و چه برکات معنوی فراوانی از آن توصیه برده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 15:25  توسط سعید   | 

بیش از یک سال از طرح موضوع ایجاد کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها می گذرد و تا کنون اقدام موثری برای شکل گیری این فضا برای تبادل آراء و افکار اندیشمندان در دانشگاه ها صورت نگرفته است.با این وجود طرح این مسئله نیازمند فراهم نمودن تمهیدات پیشینی است که مسئولین امر باید  به آن توجه داشته باشند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 13:46  توسط سعید   | 

حکایت اول (مثنوی- دفتر دوم):

روزی پادشاهی گفت می خواهم مسابقه نقاشی بر پا کنم.چینیان و رومیان آمدند و گفتند: ما بهتر نقاشی می کشیم.

چینیان گفتند ما نقاش‌تر                                 رومیان گفتند ما را کر و فر

گفت سلطان امتحان خواهم درین               کز شماها کیست در دعوی گزین

پادشاه گفت محلی را تعیین می کنیم تا شما در آنجا به نقاشی بپردازید. دو دیوار مقابل هم یکی را در اختیار چینیان قرار داد و دیگری را در اختیار رومیان و در میانشان پرده ای آویخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 14:58  توسط سعید   | 

دیروز برای کاری به یکی از دادسراهای شرق تهران رفتم .آنچه که مشاهده کردم و کمی تامل نمودم واقعا تاسف بار بود.سیل عظیمی از جمعیت که در حال رفت و آمد به دادسرا بودند و مشخص بود که چقدر مردم درگیر پرونده های قضایی هستند.

دسته دسته جوانانی که در گروه های ۷  و ۸ تایی دستشان با دستبند به هم بسته شده بود و به عنوان مجرم (سرقت٬ درگیری٬ قتل و ....) از نیروی انتظامی به آنجا آورده بودند تا پرونده قضایی برایشان تشکیل دهند و در مورد جرمشان حکم صادر کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 17:19  توسط سعید   | 

شاید  فضای معنوی حاکم بر بسیاری از زیارتگاه هایی که می رویم مربوط باشد به حس خودِ آدم هایی که در آن جا حاضر هستند .به عبارت دیگر مکان هایی که فضایی معنوی خاصی دارند بی ارتباط با نیات افرادی که در آنجا حاضر می شوند نیست و هر چه این نیت ها خالص تر باشد می تواند در شکل گیری فضای معنوی آن مکان تاثیرگذار تر باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 15:46  توسط سعید   | 

   شاید سکون و سکوت مرگبار اعراب طی  دهه های اخیر  در قبال حکمرانی حاکمانی که هر یک سالیان متمادی بر اریکه قدرت این کشورها تکیه زده بودند موجب شده بود که صاحبان قدرت در این کشورها با عناوین : شاه، امیر، رهبر و حتی رییس جمهور با آسودگی خیال بر متکای قدرت تکیه زنند و پای آسایش خود را بر تخت حکمرانی دراز کنند و در سایه دلارهای نفتی کاخ های خود را هر روز بیارآیند و بر این باور خویش باقی بمانند که مردم رعیت مایند و ما صاحبان امریم و خداوند این چنین تقدیر فرموده که ما بر ایشان حکومت کنیم و آنها بر جان ما دعای خیر.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:41  توسط سعید   | 

کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه یک خط راست است و هر مسیر دیگری را بخواهیم برای اتصال دو نقطه خارج از یک خط راست بپیماییم مسیر ناراست خواهد بود.این پدیده هندسی الگوی مناسبی برای زندگی ما انسانهاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 16:35  توسط سعید   | 

چهل سالگی را مرز پختگی انسان میدانند.مرزی که انسان از وادی " شدن " به وادی "بودن" می رسد و در این نقطه از سیر زندگی، انسان می تواند نظری عمیق و دقیق به خود داشته باشد تا تلاش چهل ساله خود را برای "شدن" ببیند تا بنگرد که چه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 15:38  توسط سعید   |